یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385
بی کسیتکيه به شونه هام نكن من از خودت خسته ترم
مـا که بـه هم نمی رسيم ، بسه ديگه بـذار بـرم
کی گفته بود به جرم عشق يه عمری پرپرت کنم؟
حيف تو نيست ، کنج قفس چادر غم سرت کنم؟
مـن نـه قلنـدر شبـم ، نـه قهـرمـان قصـه هـا
نـه برده ی حلقه به گوش ، نه ناجی فرشته ها
تـو ايـن دو روز زنـدگـی ، شبيـه مـن فـراوونـه
يه لحظه چشمات و ببند گذشتن از من آسونه
من عاشقم همين و بس ، غصه نداره بی کسی
قشنگی قسمت ماست که ما به هم نمی رسيم
تکيه به شونه هام نكن من از خودت خسته ترم
ولـی هنـوز عـاشقتـم ، بــذار بــرم ، بــذار بــرم

ادامه مطلب
لینک نوشته| نوشته شده در ساعت 15:2 توسط : الهه و ریحانه
