تبليغاتX
رنگین کمان احساس
رنگین کمان احساس
دوشنبه بیست و نهم آبان 1385
دلتنگی

به دیدارم بیا هر شب

در این تنهایی ِتنها و تاریک ِخدا مانند

دلـــــــم تنگ است

بیا ای روشن ، ای روشن تر از لبخند

شبم را روز کن در زیر سر پوش سیاهی ها

دلـــــــم تنگ است

گفتم از عشق تو من خواهم مرد

چون نمردم ، هستم پیش ِچشمان ِتو شرمنده هنوز

گر چه از فرط ِغرور اشکم از دیده نریخت

بعد ِتو لیک پس از آن همه سال

کس ندیده به لبم خنده هنوز...

گفته بودم که از دل برود یار ، یار چو از دیده برفت

سال هاست که از دیده ی من رفتی و لیک

دلـــــم از مـــهر ِتو آکنــده هــنوز...

دلم برات تنگه!


ادامه مطلب

لینک نوشته| نوشته شده در ساعت 22:33 توسط : الهه و ریحانه
دوشنبه بیست و نهم آبان 1385
ستاره ی من

تو ستاره ی قریبی تو سکوت ِباور ِمن

شب عاشقیست یاران بنشین برابر ِمن

تو چه کرده ای که با تو شده عشق تار و پودم

همـــه ی سکـــوت ِشبهام...

تو شدی راز ِوجودم !

عشق منی تو!


ادامه مطلب

لینک نوشته| نوشته شده در ساعت 22:28 توسط : الهه و ریحانه
یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385
ترس

می ترسم روزی بیاید که دست های تو جــــــدایی

دست هایم را عادت کند

می ترسم روزی بیاید که دل ِتو قانون ِ

جدایی را رعایت کند

می ترسم روز ِتولدت را بار دیگر نبینم

می ترسم آخر ِروی همه ی قصه هایم اشک ِجدایی را ببینم

و تو خبر از این همــه دل بستگی ها را بهتر نبینی...!

بی تو می ترسم !


ادامه مطلب

لینک نوشته| نوشته شده در ساعت 15:4 توسط : الهه و ریحانه
یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385
بی کسی

تکيه به شونه هام نكن من از خودت خسته ترم

مـا که بـه هم نمی رسيم ، بسه ديگه بـذار بـرم

کی گفته بود به جرم عشق يه عمری پرپرت کنم؟

حيف تو نيست ، کنج قفس چادر غم سرت کنم؟

مـن نـه قلنـدر شبـم ، نـه قهـرمـان قصـه هـا

نـه برده ی حلقه به گوش ، نه ناجی فرشته ها

تـو ايـن دو روز زنـدگـی ، شبيـه مـن فـراوونـه

يه لحظه چشمات و ببند گذشتن از من آسونه

من عاشقم همين و بس ، غصه نداره بی کسی

قشنگی قسمت ماست که ما به هم نمی رسيم

تکيه به شونه هام نكن من از خودت خسته ترم

ولـی هنـوز عـاشقتـم ، بــذار بــرم ، بــذار بــرم


ادامه مطلب

لینک نوشته| نوشته شده در ساعت 15:2 توسط : الهه و ریحانه
یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385
تقدیم به کسی که عاشقانه دوستش دارم (برادر گلم)

می مــیرم بـرات نمی دونستی می میرم بی تو و بدون ِ چشات

رفتی از بــــرم ، نمی دونستی که دلم بسته به ساز ِصـــدات

آرزومه که نمی دونستی که من می میرم بــــرات

عاشقم هنوزنمی خوام که بمونی و بسوزی به ساز دلــــــم

گفتی من میـــرم نمی تونستی بری به فرداها گل خوشکلم

برو راهی نیست تا فرداها یار خوشکلــــم بمون با دلــــم

سفرت به خیـر اگه میری از اینجا تـک و تـنها به یه شهـر دور

بـــــــرو که رفتن بدون ِما می رسه به یه دنــــیا نـــور

سفرت به خیــربرو گر شکستی ز ِمن می تونی دوبــــاره بساز

با دلـی شکسته، نا امید و خستــــه تو بازم بســـاز

نمی خوام بیــــای نمی خوام میون ِتاریکی من تو حـروم بــشی

نمی خوام ازت مثـل یه شمع بسوزی برام تا تموم بـشی

بـــــرو تا تو بزرگی که می خوام فـــــقط آرزوم بشی

آرزوم بــشی ...


ادامه مطلب

لینک نوشته| نوشته شده در ساعت 14:34 توسط : الهه و ریحانه
یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385
آرزوی من

ای آنکه همیشه آرزویت دارم

با خود شب و روز گفتگویت دارم

نه طاقت ندیدن ِ رویت دارم

نه قدرت ِآمدن به سویت دارم


ادامه مطلب

لینک نوشته| نوشته شده در ساعت 0:11 توسط : الهه و ریحانه
شنبه بیست و هفتم آبان 1385
آتش ِدل

در عمق ِقلبم آتشی است ، قلبی سوزان

در عمق ِقلبم آرزویی است ، برای آغاز

من در احساساتم می میرم

دنیای ِمن در خیال است

من در رویأهایم زندگی می کنم

تو در قلب منی ، تو در وجود منی

این تنها چیزی است که می دانم

تو را برای همیشه نگه خواهم داشت

همواره در کنارت خواهم ماند

آری احساس می کنم که عشقمان شکوفا می شود

بیا در را ببندیم و به قلب سوزانم ایمان بیاوریم

راحـــــت باش بیــــا وآتشی در قلبم بیفروز

بگــــذار وجودت در من ذوب شود...


ادامه مطلب

لینک نوشته| نوشته شده در ساعت 23:58 توسط : الهه و ریحانه
شنبه بیست و هفتم آبان 1385
سلام

سلام دوستای گلماین اولین پست منه واسه همین هم خیلی هیجان زده شدم امیدوارم به وبلاگم سر بزنین و خوشحالم کنین


ادامه مطلب

لینک نوشته| نوشته شده در ساعت 22:25 توسط : الهه و ریحانه

Cursors